معرفی کتاب: که نوحهگرند مَرانید
روایتی متفاوت از آخرین شب علی علیه السّلام
نویسنده: جورج جرداق – ۲۰۰۸ – صدای عدالت انسانی-جلد ۴
مترجم: جلالالدین فارسی
گردآوری نکات کلیدی:
دکتر حمیدرضا میرزایی
رئیس مرکز علمی کاربردی سحرخیز
خُلاصه نُکاتِ کلیدیِ کتاب
- شب تاریک و دلِ پرغصه علی علیه السّلام
کتاب با یه فضاسازی فوقالعاده شروع میشه. شب ۱۹ رمضان. آسمون گرفته و ابر آلود. ابرهای سیاه مثل غولهایی که زنجیرشون پاره شده توی آسمون راه میرفتن . علی علیه السّلام خواب به چشماش نمیاد. چرا؟ چون دلش برای مردم میسوخت. میدید عدالت پایمال شده، ضعیفا زیر دست زورگوها له میشن، فقیرا دارن از گرسنگی میمیرن . به محاسن مبارکش چنگ آویخت و هایهای گریست. شب هم با اون گریه کرد .
- خداحافظی با دنیا؛ “برو یکی دیگه رو گول بزن!”
توی همون شب، علی علیه السّلام به ستارهها نگاه کرد، به ابرها، و بعد رو به دنیا کرد و گفت: «آی دنیا! آی دنیا! برو دیگری را بفریب» . ببین چقدر قشنگه! کسی که تمام داراییاش رو تو راه خدا داده، به دنیا میگه برو گولباز دیگهای پیدا کن. دنیا هم ازش روی برمیگردونه. یعنی به این مرحله رسیده که دیگه هیچ وابستگی به این دنیا نداره. فقط منتظر وصاله.
- مرغابیهای بیقرار؛ پیشنمایش یک مصیبت
صبح شده. علی علیه السّلام با قدمهای آهسته و سنگین راه میافته سمت مسجد. هنوز پاشو نذاشته تو مسجد که یه دفعه مرغابیها شروع میکنن به سر و صدا. جیغ میزنن، بال میزنن، نوحه میخونن . باد سرد صبحگاهی هم با صداشون همراه شده. مردم جمع میشن که این پرندهها رو از جلوی امام دور کنن، اما هر کار میکنن مرغابیها نمیرن. انگار میدونن چیزی قراره اتفاق بیفته.
- مرانید که نوحهگرند!”؛ انفجار مهربانی
اینجا قشنگترین بخش کتابه. علی علیه السّلام به مردم نگاه میکنه، به مرغابیها نگاه میکنه، و با صدایی که از ته دل برمیاد میگه: «مرانید که نوحهگرند!» . یعنی چی؟ یعنی اینا رو از جلوی من دور نکنید. بذارید نوحه بخونن. بذارید گریه کنن. شاید حق دارن. شاید میدونن چی میشه. چه قدر این جمله عمیقه! علی علیه السّلام داره به ما یاد میده حتی به پرندهها هم باید احترام بذاری. حتی اگه جلوت رو گرفتن، شاید دلیلی داره.
- ضربت؛ پایان یک مرد، آغاز یک اسطوره
همون طور که تو سجده بود، ابن ملجم ملعون با شمشیر زهرآلودش فرق امام رو شکافت . ضربهای که خود قاتل میگفت اگه به یه شهر بزنی، همه رو میکشه! خون محاسن امام رو رنگین کرد. اما علی علیه السّلام چی گفت؟ نگفت وای من مردم! نگفت درد میکشم! فریاد زد: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَه»؛ قسم به خدای کعبه که رستگار شدم. این نهایت عشقه دیگه!
- وصیت علی علیه السّلام به فرزندان؛ حتی به قاتلم محبت کن!
قاتل رو دست بسته آوردن پیش علی علیه السّلام. همه منتظر بودن امام دستور بده این ملعون رو بکشن. اما علی علیه السّلام چی گفت؟ «خوراکی گرم دهیدش و بستری نرم!» . چه میکنی علی جان؟! این همون کسیه که داشت تو رو میکشت! بهش میگی غذای گرم و جای نرم؟! اینجا علی علیه السّلام داره به ما یاد میده انتقام مال خداست، انسانیت رو حتی در برابر دشمن فراموش نکن، و اگر میتونی ببخشی، ببخش.
- علی علیه السّلام و عیسی مسیح علیه السّلام؛ یه شباهت عجیب
جرداق، این مسیحی عاشق، یه نکته خیلی جالب میگه. میگه: «به نظر من سخن عیسی و طلب غفران و رحمت برای کسانی که صلیب را برای وی مهیا میکردند، با سخن امام علی علیه السّلام هنگامی که از سوی ابن ملجم ضربت خورد شباهت دارد، آنجا که فرمود: اگر زنده ماندم خودم به کارش رسیدگی میکنم، اگر مردم، او را یک ضربت بزنید» . ببین! یه مسیحی داره پیامبر خودش رو با علی علیه السّلام مقایسه میکنه و میگه هر دو تا آخرین لحظه دنبال رحمت بودن.
- طبیعت به خروش آمد، اما علی لبخند زد
بعد از شهادت، جرداق توصیف فوقالعادهای داره. میگه گردبادها بلند شدن، زمین لرزه اومد، خاک به هوا رفت، ابر سیاه روی خورشید رو پوشوند، همه جا تیره و تار شد . حیوونها به لونههاشون پناه بردن. درختا انگار میخواستن از ریشه کنده بشن. همه طبیعت به خروش اومده بود. همه به جز… چهره علی علیه السّلام . چهره علی همچنان باز و خندان بود. نه دم از انتقام میزد، نه به درگیری اشاره میکرد. آرام بود. لبخند میزد. چون به معبودش رسیده بود .
- علی یک «سوگواره» نیست؛ یک «سبک زندگی» است
جرداق میگوید اگر علی را فقط در مراسمها ببینیم، او را کوچک کردهایم.
علی یعنی عدالت در عمل. یعنی اخلاق وسطِ میدان.
یعنی وقتی همه به فکر بردناند، تو به فکر درست بودن باشی.
- قدرت اگر از عدالت جدا شود، خطرناک است
او نشان میدهد علی میتوانست سیاستمداری موفقِ معمولی باشد،
اما حاضر نشد برای حفظ قدرت، حتی یک قدم از عدالت عقب برود.
درسش برای ما؟
موفقیت بدون اصول، شکستِ شیک است.
- تنهاییِ اهل حق طبیعی است
جرداق با حسرت مینویسد که علی در اوج حقانیت، تنها ماند.
اگر گاهی در جمعی هستی که ارزشت را نمیفهمند،
بدان همیشه جمعیت معیار حق نیست.
- عدالت فقط شعار اجتماعی نیست؛ تصمیم شخصی است
- عدالت از کلاس و دانشگاه شروع میشود.
از تقلب نکردن.
از پارتیبازی نکردن.
از حق دیگران را خوردن یا نخوردن.
- گریه کافی نیست؛ فهم لازم است
عنوان کتاب خودش یک پیام است:
«مرانید که نوحهگرند»
یعنی فقط عزادار نباشید؛ ادامهدهنده باشید.
اشک، اگر به انتخاب درست منجر نشود، کامل نیست.
- علی نماد گفتوگوی انسانیت است
جرداق که مسیحی است، شیفتهی علی میشود. چرا؟
چون علی فقط متعلق به یک مذهب نیست؛
نماد کرامت انسانی است.
یعنی میشود متفاوت فکر کرد، اما شیفته عدالت بود.
- اخلاق در اوج قدرت معنا دارد
آدم خوب بودن وقتی قدرت نداری سخت نیست؛
وقتی قدرت داری و باز هم منصف میمانی، آنوقت علیگونهای.
- حقیقت همیشه فوری پیروز نمیشود
یکی از تلخترین بخشهای نگاه جرداق این است:
علی در زمان خودش مظلوم بود.
اما تاریخ به نفع او رأی داد.
پس اگر حق هستی، صبر بخشی از مسیر است.
- ارزش انسان به ایستادن اوست، نه ماندنش
علی ضربت خورد، اما گفت:
«فُزتُ و ربّ الکعبه»
پیروزی یعنی راست ماندن، نه صرفاً زنده ماندن.
این تعریف پیروزی را باید در ذهنمان بازنویسی کنیم.
- سؤال اصلی هنوز زنده است
جرداق در نهایت ما را با یک پرسش تنها میگذارد:
اگر امروز علی بین ما بود،
ما در کدام جبهه میایستادیم؟
جبهه راحتی؟
یا جبهه عدالت؟
درباره کتاب:
کتاب «مرانید که نوحهگرند» رویکردی ادبی، عارفانه و شاعرانه به ماجرای شب شهادت امام علی علیه السّلام دارد . نویسنده به داستان مهمان بودن امام علی علیه السّلام در خانه دخترش در شب نوزدهم رمضان اشاره کرده و ممانعت مرغابیها از خروج ایشان از خانه در سحرگاه آن روز را با طبعی شاعرانه و لطیف بیان میدارد .
جرج جرداق در ضمن نقل این ماجرا و ذکر فضایل معنوی و عرفانی امام علی علیه السّلام، داستان مزبور را حاکی از مقام و منزلت تکوینی آن حضرت دانسته و آن را به زیبایی ارائه کرده است .
دکتر حمیدرضا میرزایی





بدون دیدگاه