جستجو

کویر جان در جست‌وجوی ماء معین

کویرِ جان در جست‌وجوی ماءِ مَعِین؛

راهی برای رهایی از عطشِ روح

در دعای ندبه در ادامه‌ی درخواست برای نجاتِ بنده‌ی گرفتار و دیدار او با امام خویش آمده است:

فَأَغِثْ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ، عَبِیدَکَ الْمُبْتَلَى، وَأَرِهِ سَیِّدَهُ یَا شَدِیدَ الْقُوَى، وَأَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسَى وَالْجَوَى،

پس ای فریادرسِ فریادخواهان، به بنده‌ی گرفتار خود یاری رسان؛ و سرور و امامش را به او بنما، ای نیرومندِ شکست‌ناپذیر؛ و به‌وسیله‌ی او اندوه و سوز درونش را برطرف کن، و عطش و التهاب جانش را فرو نشان؛ ای آن‌که بر عرش استیلا و احاطه داری و بازگشت و فرجام همه به سوی توست.

جوانان عزیز!

امروز، سالروز آغاز امامتِ حضرت مهدی علیه السلام است؛ روزی که در تقویم ظاهر شاید فقط یک «تاریخ» باشد، اما در تقویمِ جان، یادآور لحظه‌ای است که زمین بدون حجّت نماند، و رشته‌ی ولایت و هدایت هرگز قطع نشد.

به همین مناسبت یک فراز کوتاه از دعای ندبه را با هم مرور می کنیم:

«وَبَرِّدْ غَلِیلَهُ، یَا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى»

یعنی:

پروردگارا! سوز و عطشِ این بنده‌ی گرفتار را خنک کن؛ ای خدایی که بر سراسر هستی حاکم و محیطی.

  • ما، « عَبِیدَکَ الْمُبْتَلَى » هستیم

دعای ندبه قبل از این جمله، ما را این‌طور معرفی می‌کند:

«عَبِیدَکَ الْمُبْتَلَى»

بنده‌ی گرفتارِ تو؛ بنده‌ای درگیرِ آزمون.

جوان ما امروز گرفتارِ آزمونِ هویت است، آزمونِ معنا، آزمونِ این سؤال که:

«من این‌جا در این جهان چه می‌کنم؟ آینده‌ام چیست؟ چه کسی به این همه آشفتگی، بی‌عدالتی و بی‌اعتمادی پایان می‌دهد؟»

دعا با ما روراست است؛ نمی‌گوید زندگی یک صحنه‌ی آرامِ بی‌مسئله است. می‌گوید:

تو «مُبتلى» هستی؛ درگیر یک آزمون جدی.

در جهانی زندگی می‌کنی که حقیقت گاهی گم می‌شود، عدالت ناتمام می‌ماند و دل‌ها خسته می‌شوند.

این «ابتلاء» اگر درست فهم شود، ما را از بی‌خیالی بیرون می‌آورد، اما به افسردگی هم نمی‌کشاند؛

چون بلافاصله بعدش می‌گوید:

«وَأَرِهِ سَیِّدَهُ یَا شَدِیدَ الْقُوَى»

خدایا! امام و سرورش را به او نشان بده، ای صاحبِ قدرتِ شکست‌ناپذیر.

  • ۲. نجات، فقط «حل مشکل» نیست؛ پیدا کردن نسبت با امام است

ما گاهی نجات را این‌طور تعریف می‌کنیم:

تحصیل دانشگاه، شغل خوب، درآمد مکفی، یک زندگی بی‌دردسر.

در دعای ندبه تعریف را اینطور عوض می‌کند. در اوج گرفتاری می‌گوید:

«خدایا! امامش را به او نشان بده

یعنی:

نجات واقعی آن‌جاست که انسان جای خودش را در نقشه‌ی الهی بفهمد؛

بداند ولیّ خدا کیست؛

بداند بین او و امامش چه نسبتی باید برقرار شود؛

بداند در عصر غیبت، نقش او در کنار حجّتِ پنهانِ خدا چیست.

این‌جا تازه «غلیل» معنا پیدا می‌کند.

  • ۳. غلیل؛ تشنگیِ جان، نه فقط تشنگیِ بدن

«غلیل» در عربی، فقط یک تشنگی ساده نیست؛

تشنگیِ سوزان است؛ حرارتِ درونی، التهابِ اشتیاق، سوزِ اندوه.

وقتی دعا می‌گوید:

«وَبَرِّدْ غَلِیلَهُ»

یعنی:

خدایا! این سوزِ درونی را، این عطشِ معنوی را، این التهابِ جانِ جوان را خنک کن؛ آرام کن؛ سیراب کن.

بیایید صادق باشیم؛

نسل ما، حتی وقتی همه‌چیز در ظاهر «آنلاین» است، در درون دچار یک آفلاینِ بزرگ است:

  • اطلاعات زیاد است؛ اما معنا کم است.
  • ارتباط‌ها زیاد است؛ اما رابطه‌ی عمیق کم است.
  • تصویرها فراوان است؛ اما امید پایدار کم است.

این همان چیزی است که در تحلیل این فراز به آن گفتیم: «بحران عطشِ روح»؛

«کویرِ جان»؛ جایی که همه‌چیز هست، جز آبِ آرامش و جهت‌گیری.

دعای ندبه صریح می‌گوید:

این عطش را فقط سرگرمی، قدرت، پول یا شهرت درمان نمی‌کند؛

این عطش، به ماءِ مَعین نیاز دارد؛

به آبِ جاریِ هدایت؛ به اتصال با امام؛ به فهم این‌که «من در پروژه‌ی انتظار برای ظهور منجی چه نسبتی دارم».

  • ۴. استغاثه؛ خروج از توهمِ خودبسندگی

در این فراز، زبان دعا، زبان استغاثه است:

«فَأَغِثْ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ»

یعنی:

خدایا! به دادمان برس؛ ما خودمان به‌تنهایی از پسِ این بحران برنمی‌آییم.

جوانِ امروز، در فرهنگِ غالب، مدام پیام می‌گیرد که:

«خودت کافی هستی؛ همه‌چیز دستِ خودت است؛ فقط خودت را باور کن.»

اما اینجا می‌گوید:

خودت را باور کن، در نسبت با خدا و امام؛

خودبسندگی «بت» است؛

بندگی، یعنی قبول‌کردن این‌که من به یک سرچشمه‌ی بالاتر متصل‌ام.

استغاثه، ضعف نیست؛

استغاثه یعنی فهمِ محدودیت خود و تکیه بر نامحدودیت خدا؛

یعنی خروج از توهمِ «منِ مطلق» و ورود به جهانِ «نحن عبیدک».

  • ۵. چرا «یا من على العرش استوى» در پایان فراز می‌آید؟

بعد از همه‌ی این سوز و تشنگی، دعا ناگهان افق را باز می‌کند و می‌گوید:

«یَا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى، وَمَنْ إِلَیْهِ الرُّجْعَى وَالْمُنْتَهَى»

یعنی:

ای خدایی که بر سراسر هستی احاطه و حاکمیت داری؛

ای کسی که بازگشت و فرجامِ همه‌چیز به سوی توست.

عزیزان!

این جمله یک پیام بزرگ دارد:

  1. جهان، بی‌صاحب نیست؛
  2. تاریخ، بدونِ جهت نیست؛
  3. امامتِ حضرت مهدی علیه السلام، یک حلقه‌ی مهم در زنجیره‌ی تدبیر الهی است.

وقتی می‌گوییم «امام زمان»، از یک شخصیت تنها در حاشیه‌ی جهان صحبت نمی‌کنیم؛

از ولیّ الهی در مرکزِ نقشه‌ی هستی سخن می‌گوییم؛

از انسانی که امامتش، زیر سایه‌ی همین خداوندِ «عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» معنا پیدا می‌کند.

این نگاه، مهدویت را از سطحِ احساساتِ گذرا بالا می‌برد و در دلِ یک جهان‌بینیِ توحیدی می‌نشاند.

  • ۶. امامت حضرت مهدی علیه السلام؛ پاسخ به عطشِ رهایی

اگر بخواهیم این فراز را به زبان امروز شما ترجمه کنیم:

  • ما نسلی هستیم با غلیل؛

با سوزِ عدالت، با عطشِ معنا، با دردِ بی‌عدالتی، با خستگی از تکرارِ ظلم.

  • دعای ندبه می‌گوید:

این عطش، فقط وقتی خنک می‌شود که:

    1. خودمان را بنده‌ی مبتلا ببینیم، نه صاحب‌اختیار مطلق؛
    2. اماممان را بشناسیم و نسبت خود را با او پیدا کنیم؛
    3. در افقِ حاکمیت الهی، نقشِ خود را در مسیرِ ظهور جدی بگیریم.

سالروز امامت حضرت مهدی علیه السلام، فقط سالروز یک «واقعه‌ی تاریخی» نیست؛

سالروز شروعِ مسئولیتِ ماست؛

سالروز این پرسش است که:

منِ جوان، در این جهانِ گرفتار، چه سهمی در خنک‌شدنِ غلیلِ مؤمنان و جامعه دارم؟

  • ۷. انتظار، مسئولیتِ سنگین است

از منظر همین تحلیل، «غلیل» تنها وقتی ارزشمند است که تبدیل شود به:

  • معرفت؛
  • اصلاح اخلاقی؛
  • خدمت اجتماعی؛
  • عدالت‌خواهیِ حکیمانه؛
  • آمادگی برای ظهور.

پس اگر امروز، در سالروز امامت، فقط احساسات‌مان تحریک شود و فردا دوباره به همان سبکِ زندگیِ بی‌تفاوت برگردیم، در واقع با غیبت امام کنار آمده‌ایم.

دعای ندبه از ما می‌پرسد:

  • واقعا از غیبت امام می‌سوزی؟
  • این سوز در انتخاب‌های روزانه‌ات چه تغییری ایجاد کرده؟
  • در صداقت شخصی، در عدالت در رفتار، در وفای به عهد، در پاکی نگاه، در خدمت به دیگران، چه اثری گذاشته است؟

اگر سوز، در رفتار نیاید، می‌شود یک احساسِ بی‌ثمر؛

اما اگر سوز، به اقدام تبدیل شود، می‌شود سرمایه‌ی انتظار.

  • ۸.و اینک چند پیشنهاد عملی برای نسل جوانِ منتظر

برای اینکه «غلیل» شما «بَرِّد» شود، فقط دعا و احساس کافی نیست؛

این چند گام می‌تواند نقشه‌ی راهِ عملی شما باشد:

  شناخت؛

حداقل هر سال در سالروز امامت، یک کتاب یا درس کوتاه درباره‌ی مهدویت و امامت بخوانید.

فهمِ امام، از کلیشه‌های سطحی فراتر می‌رود

  اخلاق؛

هر گناه، هر ظلمِ کوچک، هر دروغ، یک قطره بر آتشِ غلیل می‌ریزد؛

تصمیم بگیریم که «منتظرِ امامِ عدالت» با «ظلمِ روزمره» سازگار نیست.

  خدمت؛

ظهور، یعنی پایانِ فقر، جهل، بی‌عدالتی.

هر قدم کوچک در مسیرِ آموزش، یاری، کار داوطلبانه، اصلاح محیط، یک تمرین برای عصر ظهور است. 

  عدالت‌خواهیِ مسئولانه؛

عدالت‌خواهیِ منتظر، هیجانِ بی‌حساب نیست؛

فهمِ عمیق از حق و باطل، رعایت اخلاق، پرهیز از تخریبِ بی‌مبنا و ایستادن کنار مظلوم، با عقل و تقوا.

  پیوند قلبی با امام؛

زیارت آل یاسین، دعای ندبه، دعای عهد؛

این‌ها فقط متن نیستند؛ تمرینِ «دیده‌شدن» امام در زندگی‌اند.

  • پایان سخن؛ از کویرِ جان تا «ماءِ مَعین»

جوانان عزیز!

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که گاهی، با همه‌ی شلوغی‌ها و ارتباط‌هایش، شبیه کویری پهناور است؛

کویرِ بی‌اعتمادی، کویرِ تنهایی، کویرِ بی‌معنایی و کویرِ دل‌هایی که دیده می‌شوند، اما فهمیده نمی‌شوند.

گاهی انسان میان انبوه پیام‌ها، تصویرها، الگوریتم‌ها و ارتباط‌های مجازی، باز هم با یک سؤال تنها می‌ماند:

چه کسی سوزِ پنهانِ دل مرا می‌فهمد؟

چه کسی عطشِ معنا، عدالت و آرامش را در جان من فرو می‌نشاند؟

نه الگوریتم‌ها، نه پلتفرم‌ها، نه شهرت، نه سرگرمی، و حتی گاهی نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی ما، نمی‌توانند عمق این «غلیل» را دریابند؛ این التهابِ درونی، این سوزِ فراق، این تشنگیِ حقیقت.

دعای ندبه اما به ما امید می‌دهد که این کویر، محکوم به خشکی ابدی نیست.

اگر از عمق جان فریاد بزنیم؛

اگر عطشِ خود را بشناسیم؛

اگر راه را از امام خویش بپرسیم؛

اگر انتظار را از یک احساسِ خاموش به عهدی برای معرفت، اخلاق، عدالت و خدمت تبدیل کنیم؛

این کویر، روزی به باغِ ظهور بدل خواهد شد.

امروز، در سالروز امامت حضرت مهدی علیه‌السلام، پیام ما این است:

دلِ سوخته‌ی خود را به خدایی می‌سپاریم که بر همه‌ی هستی احاطه و فرمانروایی دارد؛

خدایی که بازگشت و فرجامِ همه چیز به سوی اوست.

و با تمام وجود زمزمه می‌کنیم:

وَبَرِّدْ غَلِیلَنَا، یَا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى

خدایا!

سوزِ عطشِ نسل ما را فرو نشان؛

کویرِ جانِ جوانان ما را با آبِ معرفت سیراب کن؛

اضطراب ما را به اطمینان، حیرت ما را به شناخت، و انتظار ما را به حرکت و مسئولیت تبدیل کن.

خدایا! ما را از آنان قرار ده که در عصر غیبت، حقیقت را گم نمی‌کنند؛

عدالت را فراموش نمی‌کنند؛

با دروغ و بی‌تفاوتی سازگار نمی‌شوند؛

و برای یاری ولیّ‌ات، خود را می‌سازند.

و در پایان، با قلب‌هایی بیدار، امیدوار و مسئول می‌گوییم:

اللهم عجّل لولیک الفرج، واجعلنا من أنصاره و أعوانه و المستشهدین بین یدیه.

عید امامت حضرت مهدی علیه‌السلام مبارک؛

ای امیدِ دل‌های تشنه و پناهِ غلیل‌دارانِ جهان.

دکتر حمیدرضا میرزایی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آدرس: بزرگراه شهید قاسم سلیمانی ، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی .جنب اداره کل هواشناسی

شماره های تماس: 05133823642 05133384396 05133380123

شماره همراه مرکز: ۰۹۱۵۱۰۱۹۹۳۴

uni-info@saharkhizland.com

saharkhizuni

توسعه، پشتیبانی و سئو همراه با توسط آژانس دیجیتال مارکتینگ MOON

تمامی حقوق برای دانشگاه سحرخیز محفوظ می باشد.