بازخوانی اصالت در ساحت دانشگاه
بسم الله الرحمن الرحیم سوزِ محقّق، صدای مقلّد؛ |
دکتر حمیدرضا میرزایی |
از جویبار تقلید تا دریای تحقیق؛
پیشران گذار از کهنهآموزی به ارزشآفرینی
اساتید فرهیخته، اندیشمندان گرانقدر، و حاضران ارجمند؛
سلام و درود بر همت بلند و اندیشهی پویای شما.
در میان تمام مواهب الهی که به امانت در نهاد بشر به ودیعه نهاده شده، شعلهای روشنگر به نام «کنجکاوی» وجود دارد. همان کشش مقدسی که آدمی را از مرز تکرار و عادت عبور میدهد و او را در مسیر کشف ناشناختهها به پیش میراند. این اشتیاق مدام به دانستن و فراتر رفتن، همان مرز فارق و فضیلت بیبدیل انسان است؛ و شریفیترین شیوهی پاسخ به این تمنای درونی، مسیرِ بیانتهای «پژوهش» است.
تحقیق در ساحت اندیشه، نه یک انتخاب تشریفاتی، که یگانه ابزار کشف و شهود حقیقت است. چراغی است که سیاهی مجهولات را میشکافد و مسیر واقعیت را عیان میسازد. هر اندازه که دستافزار ما در این مسیر — یعنی روشها و فنون پژوهش — صیقلخوردهتر و دقیقتر باشد، عبور از غبار ابهام و رسیدن به سرچشمهی حقیقت، سریعتر و گواراتر خواهد بود. روشمندی، قلب تپندهی آموزش اصیل است؛ چنانکه آفریدگار علیم، پیامبر رحمتش را فرمان میدهد تا خلق را به دانش فراخواند؛ دانشی توأم با روش، کاوش و تجربه.
بیدلیل نیست که بر پیشانی یکی از دانشگاههای بزرگ جهان نگاشتهاند:
«آموزشِ بدون پژوهش، توقف در تاریکیِ تکرار است.»
در روزگار ما که دانایی، سنگِ محکِ توسعه و پویایی جوامع است، تشخص و اعتبار یک دانشگاهی نه در «انباشتِ محفوظات»، بلکه در «روشمند زیستن» و «مهارتآموزیِ مستمر» تجلی مییابد.
برای گام نهادن در این وادیِ پرفرازونشیب، مجهز شدن به سه جوهر اساسی ناگزیر است:
نخست؛ ذهنی پویا و فکری بالنده و جستوجوگر.
دوم؛ فراگیریِ متعهدانه و به کار بستنِ روشها.
و سوم؛ جسارت و شهامتِ ورود به میدان عمل و نهراسیدن از تاریکیهای مسیر.
چه زیبا و پرمعنی است کلامِ امیر سخن، علی علیهالسلام، که باروری دانش را در گروِ ژرفاندیشی و فهمیدن آن میداند و هشدار میدهد که:
«هر آنکس که امور را به بوتهی تجربه و آزمون نسپارد، فریب خواهد خورد.»
اینجاست که مرز میان اصالت و تقلید نمایان میشود. جناب مولانا با بیانی سحرانگیز این حقیقت را به تصویر میکشد:
از محقّق تا مقلّد، فرقهاست
کاین چو داوود است و آن دیگر صداست
منبع گفتار این، سوزی بود
و آن مقلد، کهنهآموزی بود
یاران و همراهان؛
وادیِ پژوهش، دعوت به یک «نقشآفرینیِ فعال» در تماشاخانهی هستی است. انسانهای روشمند و اندیشهورز، با سوزی درونی و تعهدی عمیق، بازیگرانِ اصلیِ صحنهی پیشرفت و زندگیاند؛ در حالی که غافلان و کهنهآموزان، به تماشاگرانی منفعل بدل خواهند شد که در گرداب تقلید فرو میروند.
انسانی که به وضع موجود خو کند و در چرخهی تکرار و آرامشطلبی اسیر شود، هرگز طعم فتح قلهها را نخواهد چشید. برای آنکه اندیشههای ما ثمربخش باشد، باید جویبار افکارمان را به دریای آزادِ پژوهشهای نوین متصل کنیم؛ چرا که هیچ غواصی از جویبار خرد و گلآلودِ فرو ریخته در چالهای کوچک، مروارید صید نخواهد کرد.
امروز، در این هماندیشیِ مشترک، ما بر سرِ عهدی بزرگ ایستادهایم. ما گرد هم آمدهایم تا این جویبارها را به هم پیوند زنیم، از مرزهای عادت عبور کنیم و با پیوند زدن پژوهشهای کاربردی به زنجیرهی ارزش جهانی، آیندهای شایسته و پویا رقم بزنیم.
بیایید با تکیه بر تفکر بالنده، روشمندی علمی و جسارت در عمل، نقشی ماندگار در کارنامهی علمی و فناوری این سرزمین بنگاریم.
فرجام کلام آنکه؛ آینده، خاضعانه از آنِ کسانی است که میپرسند، میپژوهند و میسازند. برای ایرانمان
پایدار و سرافراز باشید.
دکتر حمیدرضا میرزایی






بدون دیدگاه